بديع الزمان فروزانفر
204
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
بد نشان : داراى صفات بد و نكوهيده ، بد اصل و فرومايه . بىگمان فرض دوازده امير براى مسيحيان از باب آن كه حواريين دوازده تن بودهاند ساخته شده و مقصود از امير ، پيشواى مذهبى است نه فرمانرواى ظاهرى كه مأخذ تاريخى ندارد . [ تخليط وزير در احكام انجيل ] ساخت طومارى به نام هر يكى * نقش هر طومار ديگر مسلكى طومار : نامه و صحيفه ، نامهاى دراز كه غالبا از برگهاى مختلف كاغذ بهم چسبانيده تركيب مىشد و در پايان آن چوبى تعبيه مىكردند و اين نامه را بر آن مىپيچيدند مانند بافتنى بر نورد و بر سر آن قيطان يا ريسمانى قرار مىدادند و پس از طى و پيچيدن نامه ، آن را بدور نامه مىگردانيدند ، در اين نامه فرمانهاى مشتمل بر دستور العمل و حسابها و اسناد مفصل نوشته مىشد . در يكى راه رياضت را و جوع * ركن توبه كرده و شرط رجوع رياضت : رام كردن و پرورش ستور ، و در اصطلاح اطبا ، حركات بدنى به اندازهاى كه بتعب و ماندگى گرايد ، و نزد صوفيه ، از اغراض نفسانى اعراض كردن و بعضى آن را عبارت از تهذيب اخلاق دانستهاند و برخى گفتهاند كه ملازمت نماز و روزه و مراقبت اوقات روز و شب است از هر چه موجب گناه و ملامت باشد بهمراه دورى از صحبت خلق ، و مىتوان رياضت را اين گونه هم تعريف نمود : مجموع اعمال و تروكى كه سالك بدستور پير و مرشد انجام مىدهد ، و در اصطلاح راهبان ، خلوت چند روزه كه در آن بعبادات خاص قيام مىكنند . تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، محيط المحيط در ذيل : رياضت . جوع : گرسنگى ، تمرين بر مقاومت گرسنگى و بتدريج تحت نظر و بامر و ارادهى